رهبران الگوهایی هستند که بر فرهنگ، ارزش ها، افکار و اعمال سازمان و افراد آن تأثیر می گذارند. سبک رهبری اعمال شده توسط مدیران به میزان زیادی بر عملکرد و بهره وری در محل کار تأثیر می گذارد. مدل رهبری موقعیتی، مدیران را تشویق می‌کند تا از سبک رهبری خود بر اساس موقعیت به‌طور انعطاف‌پذیر استفاده کنند و در نتیجه به نتایج مؤثر دست یابند. هم در سطح مدیریتی میانی که رهبران از نزدیک با مردم کار می کنند و هم در سطوح مدیریتی بالاتر که رهبران در قبال تعدادی از افراد مسئولیت دارند، رویکرد آنها بر سطوح انگیزشی سازمان تأثیر می گذارد.

یک رهبر باید دائماً خود را از نیازهای انگیزشی کارکنان آگاه کند، یکی از عوامل ساده موفقیت که در سازمان ها ذکر می شود، نیروی کار با انگیزه است. 4 سبک رهبری گفتن، فروش، مشارکت و تفویض اختیار که در مدل رهبری موقعیتی پیشنهاد شده است، می تواند بر اساس نیاز انگیزشی زیردستان مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، برای یک مدیر ارشد که اخیراً استخدام شده و دارای نمودار شغلی برجسته است، به مسئولیت‌ها و فرصت‌های بیشتری برای اثبات خود نیاز دارد، یعنی تفویض اختیار برای حفظ انگیزه. از سوی دیگر، پیوستن تازه‌تر به سازمان ممکن است به رویکرد گفتاری بیشتر و کمی مشارکتی برای حفظ انگیزه او نگاه کند. یک رهبر باید به دقت ارزیابی کند و سپس در مورد رویکرد مناسب برای زیردستان تصمیم بگیرد.

رهبری موقعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که تیم‌ها با هم کار کنند، به‌ویژه در بین عملکردها یا مکان‌ها. در این موارد ممکن است اعضای تیم از نظر فیزیکی از رهبران جدا شوند و موقعیت های کاری به سرعت تغییر کند، در چنین مواردی حفظ مشارکت و سطح انگیزه اعضای تیم اهمیت پیدا می کند. برای ایجاد یک تیم با عملکرد بالا که به طور موثر کار می کند، سبکی که رهبر باید انتخاب کند ممکن است برای هر تیم منحصر به فرد باشد.

جدای از این، یک رهبر باید یک بینش به مردم ارائه دهد. این چشم اندازها است که به آنها کمک می کند تا تلاش های خود را به سمت آن هدایت و هدایت کنند. در زمان‌های اخیر که تغییرات در سازمان‌ها سریع است، رهبران باید کاملاً حساس باشند که چه سبکی بهتر عمل می‌کند، گاهی اوقات ممکن است مجبور شوند از ترکیبی از سبک‌ها برای رسیدگی مؤثر به مسائل استفاده کنند. به عنوان مثال برای تغییر جدیدی که معرفی می شود، رویکرد اولیه باید فروش باشد، جایی که افراد در مورد تغییر آموزش می بینند، مرحله بعدی به گفتن تبدیل می شود، جایی که مردم باید در مورد نحوه انجام تغییر آموزش داده شوند. هنگامی که تغییر شروع به حل کرد و مردم آن را پذیرفتند، آنها می توانند به سبک مشارکتی تبدیل شوند، جایی که افراد فرصتی برای مشارکت در تغییر و پیشبرد آن پیدا می کنند. آخرین تغییر پس از آن تبدیل به واگذاری می شود، زمانی که این تغییر اکنون می تواند توسط دیگران انجام شود. هدف نهایی هر رهبر این است که به آرامی به مرحله ای برسد که بتواند به راحتی وظایف را بدون نگرانی در مورد تکمیل یا اثربخشی آن محول کند.

سبک رهبری زمانی که رهبران قرار است به عنوان مرشد و مربی برای زیردستان خود عمل کنند نیز تأثیر دارد. سبک یادگیری زیردستان را می توان در قالب های گفتن، فروش، مشارکت و تفویض اختیار تفسیر کرد. برخی از زیردستان زمانی یاد می‌گیرند که دقیقاً بدانند چه کاری باید انجام شود، برخی زمانی یاد می‌گیرند که اهمیت کار را بدانند، برخی زمانی یاد می‌گیرند که نحوه انجام آن کار را بفهمند، و در نهایت برخی یاد می‌گیرند که واقعاً چه زمانی به آنها اجازه داده شده است که آن کار را انجام دهند. وظیفه. هنگامی که یک رهبر به عنوان یک مربی عمل می کند، باید به خاطر داشته باشد که چه چیزی برای مربی بهتر کار می کند و این واقعیت که آنچه برای یکی کار می کند ممکن است برای دیگری مفید نباشد.

بدون نظر

پاسخ دهید