قبل از اینکه بخواهیم دلایل عدم تعادل کار و زندگی را درک کنیم، باید درک کنیم که افراد مختلف چه برداشت هایی از اولویت های تعادل کار و زندگی دارند و چگونه برای رسیدن به تعادل هماهنگ بین زندگی شخصی و زندگی کاری خود تلاش می کنند. دلایل ایجاد تعادل بین کار و زندگی می تواند بسیار باشد مانند ساعات کاری خسته کننده و طولانی، زمان اضافی سرمایه گذاری شده در سفر، تغییرات جمعیتی با پیوستن بیشتر زنان (به ویژه زنان متاهل) به شغل و همچنین افزایش فرصت ها از نظر راه اندازی دفتر مجازی. فرصت های کار از خانه و ساعات کاری انعطاف پذیر.

توازن بین کار و زندگی لزوماً به دنبال دستیابی به تعادل برابر نیست. اولویت دادن یکسان به هر مسئولیت از طریق برنامه ریزی مناسب و مدیریت زمان ممکن است عملاً غیرممکن، بی پاداش و کاملاً غیر واقعی باشد. زندگی باید روان تر باشد و هر قدمی که برداشته می شود باید بر اساس خواسته های موقعیت اداره شود.

حتی ترجیحات تعادل بین کار و زندگی ممکن است برای یک فرد در شرایط مختلف در مراحل مختلف زندگی شخصی و حرفه ای متفاوت باشد. اولویت‌های تعادل بین کار و زندگی برای یک فرد متاهل ممکن است متفاوت از زمانی باشد که او باید مجرد بوده باشد. تازه کارها ممکن است اولویت های متفاوتی برای زندگی حرفه ای و شخصی خود داشته باشند، در حالی که آنهایی که ممکن است در آستانه بازنشستگی باشند ممکن است انتظارات کاری و زندگی متفاوتی داشته باشند. اولویت های تعادل کار و زندگی برای همه ما متفاوت است و این اولویت ها در طول زمان تغییر می کنند. با این حال، ارکان اساسی تعادل کار و زندگی لذت و موفقیت است.

موفقیت و همچنین لذت به سوال اساسی “چرا” پاسخ می دهد … چرا می خواهیم ثروتمند شویم، خانه جدیدی بخریم، نیاز به داشتن یک زندگی حرفه ای موفق و کسب درآمد خوب و غیره داریم. موفقیت به معنای هنر انجام کاری است. که شخص با نشان دادن مهارت های خاص، تلاش زیاد و شجاعت آرزویش را داشته است. از سوی دیگر، لذت لزوماً به معنای شاد بودن همیشه نیست، بلکه حالت رضایت یا رضایت، غرور و جشن گرفتن از زندگی است یا ممکن است صرفاً به معنای یک وضعیت روانی خوب باشد.

موفقیت و لذت در اصل دو روی یک سکه هستند که یکی بدون دیگری بی معنی خواهد بود. این دلیلی را توضیح می دهد که چرا افراد بسیار ثروتمند یا موفق ممکن است لزوماً خوشحال نباشند یا از زندگی خود درگیر نباشند. اگر فردی بخواهد تعادلی هماهنگ بین موفقیت و لذت برقرار کند که باید برای هر روز اولویت ما باشد، تعادل کار و زندگی حاصل می شود.

تعادل بین کار و زندگی به خودی خود پایان نیست، بلکه فرآیندی است که در طی یک دوره زمانی در حال تکامل است. این بر اساس این تصور است که هم کار با حقوق و هم زندگی شخصی نباید به عنوان ترجیحات رقابتی درک شود، بلکه باید به عنوان جنبه های مکمل برای زندگی کامل در نظر گرفته شود.

بررسی ادبیات تعادل زندگی کاری

بررسی ادبیات گسترده نشان می‌دهد که تعادل زندگی کاری تحت تأثیر طیفی از عوامل است. همانطور که Kopelman و همکاران، (2006) [14]، Kossek & Ozeki (1998) [15]، ابتکارات برنامه زندگی کاری مانند ساعات کاری انعطاف پذیر، سیاست های مرخصی و حمایت ارائه شده توسط سازمان ها برای کمک به کارکنان برای ترخیص مسئولیت های مربوط به مراقبت از خانواده آنها بر تعادل کلی کار و زندگی کارکنان تأثیر می گذارد.

Grover & Crooker (1995) [9]، Kossek & Ozeki (1998) [15] و Lobel & Kossek (1996) [17] در تحقیقات خود مشخص کردند که برنامه های زندگی کاری نه تنها به کارکنان در حفظ تعادل بین حرفه ای خود کمک می کند. و زندگی خانوادگی، اما ممکن است تأثیر مستقیمی بر نگرش کارکنان، بهره وری کلی در کار، رضایت شغلی، رفتار کارکنان در محل کار داشته باشد و ممکن است با نرخ فرسودگی/حفظ کارکنان مرتبط باشد.

Ujvala Rajadhyaksha (2012) در مطالعات خود نشان داد که شرکت های هندی در حین اجرای ماژول های برنامه زندگی کاری خود بیشتر بر برابری جنسیتی، مراقبت از کودکان، افزایش آگاهی سلامت و مسائل مربوط به مدیریت استرس تمرکز می کنند. علاوه بر این، کار تحقیقاتی Reddy NK و همکاران (2010) [27] نشان داد که تعادل زندگی کاری کارکنان متاهل می تواند مستقیماً با رضایت شغلی و عملکرد کلی در محل کار مرتبط باشد.

کار تحقیقاتی بارال و بهارگاوا (2011) [3] پیشنهاد کرد که شرکت‌های هندی باید نسبت به اهمیت اجرای یک برنامه خوب برنامه‌ریزی شده و یکپارچه زندگی کاری حساس شوند. سازمان‌ها باید فرهنگی را تشویق کنند که از تعادل زندگی کاری برای بهبود تعهد و بهره‌وری کارکنان حمایت و ترویج کند. مادهوریما داس و کی بی آخیلیش (2012) [19] در تحقیقات خود نشان دادند که تعادل کار و زندگی به متغیرهای مختلفی مانند سن، تفاوت های جنسیتی و پیشینه شغلی کارکنان بستگی دارد.

Reimara Valk و Vasanthi Srinivasan (2011) [28] در تحقیقات خود تأکید کردند که تعادل بین کار و زندگی تحت تأثیر شش متغیر اصلی مانند تأثیر خانواده بر تصمیمات یا انتخاب های مربوط به زندگی، مسئولیت های متعددی که از فرد انتظار می رود با آنها مقابله کند، هویت حرفه ای و ادراک از خود، چالش ها در دستیابی به تعادل بین کار و زندگی و استراتژی هایی برای رسیدگی به چالش ها، رویه ها و سیاست های سازمانی و حمایت جامعه.

بررسی دقیق ادبیات تعادل بین کار و زندگی نشان می دهد که تعادل بین کار و زندگی ارتباط قوی با حقوق و سن دارد. همچنین مشخص شد که تعادل بین کار و زندگی تأثیر زیادی بر تعهد کلی کارکنان نسبت به کار و رضایت شغلی آنها دارد.

ما سخت تلاش می کنیم تا با انجام فعالیت های مختلف، نیازهای خود را برآورده کنیم و اشتیاق خود را برآورده کنیم و از آنجایی که این نیازها / خواسته ها نمی توانند برای همیشه یکسان باشند، اما با گذشت زمان تغییر می کنند، باید نیازها و اشتیاق خود را به صورت دوره ای ارزیابی کنیم تا از تعادل اطمینان حاصل کنیم. بین زندگی شخصی و جبهه کار مختل نمی شود.

به طور خلاصه، می‌توان نتیجه گرفت که تعادل کار و زندگی تحت تأثیر متغیرهای مختلف وابسته و مرتبط به هم است، علاوه بر این، همچنین تحلیل شده است که شرایط مساعد خاصی دستیابی به تعادل بین خواسته‌های کار و زندگی را تسهیل می‌کند. ما به همان اندازه آموخته ایم که تعادل کار و زندگی تحت تأثیر تفاوت های ادراکی و متغیرهای مختلف دیگر است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + ده =